پنج بازی بهیادماندنی شان کانری

شان کانری ستاره قدیمی و نامآشنای سینمای هالیوود و اولین جیمزباند تاریخ سینما به تازگی درگذشت. بازیگری که هرچند بیش از همه بهخاطر ایفای نقش جیمزباند مشهور بود اما بازیهای خاطرهانگیز و بهیادماندنی دیگر هم کم نداشت.
نکته مهم درباره کانری در این است که او یکی از آخرین غولهای بهجا مانده از سینمای کلاسیک بود که شمایلی ماندگار یعنی جیمزباند را از خود به جا گذاشت. این بازیگر بزرگ در سالها و قرنهای بعد با جمیزباند به خاطر خواهد آمد. در این یادداشت به احترام او و درگذشتش پنج بازی ویژهی کارنامهاش را مرور کردهایم.
همچنین بخوانید:
به یاد شان کانری هنرمند محبوب درگذشته
از روسیه با عشق From Russia with Love
در سری فیلمهای باند اما دومین فیلم او یعنی از روسیه با عشق، خاصترین فیلم مجموعه با بازی شان کانری است. فیلمی که هم از نظر سینمایی یکی از بهترین جیمزباندهایی است که تا کنون ساخته شده است و هم بازی کانری در این فیلم بسیار درخشان است. تصویری که از روسیه با عشق ازباند به نمایش میگذارد همان تصویری است که بعدها بدل به یک شمایل مهم میشود: مردی سرد و خشک، با متانت و ابهتی دون ژوان گونه که هم یکه بزن و پرصلابت است و هم در مواجهه با زنان گوی سبقت را از همه پیش میگیرد و همه زنان را مجذوب خود میکند.از روسیه با عشق جالب توجهترین جیمزباند تاریخ را به تصویر میکشد.
مردی که میخواست سلطان باشد The Man Who Would Be King

فیلم مردی که میخواست سلطان باشد اثر جان هیوستون دیگر فیلم مهم و مطرح شان کانری است. فیلمی اقتباسی که در دهه هفتاد ساخته شده و دو غول بازیگری یعنی شان کانری و مایکل کین در آن رودر روی هم قرار میگیرند. فیلمی که وسواسگونه ساخته شده و البته درباره آدمهایی با وسواس فکری شدید است. فیلمی که وسواس فکری در آنها بدل به یک جنون میشود.
کانری در ساخت شخصیتی که چنین جنونی داشته باشد درخشان عمل کرده و شخصیتی خلق کرده که برای تماشاگر بسیار باورپذیر است و تحت تاثیرشان قرار میدهد. میتوان گفت در خارج از مجموعه باندها، مردی که میخواست سلطان باشد یکی از بهترین و دیدهشدهترین فیلمهای شان کانری است.
مارنی Marnie

مارنی یکی از مهمترین فیلمهایی است که کانری در آن حضور داشته است. فیلمی که خودش مهمتر از کیفیت بازی شان کانری در آن است. شاید کانری در این فیلم یکی از بهترین بازیهایش را ارائه نداده باشد، اما بیشک این یکی از مهمترین حضورهای سینمایی کانری است.
مارنی یکی از آخرین فیلمهای خوب و بهیادماندنی هیچکاک است که کانری فرصت حضور در آن را یافت. اما جالب است بدانید که هیچکاک همیشه از بازی سه بازیگر در فیلمهایش شاکی بوده و بارها اعلام کرده که آنها نتوانستهاند شخصیتی را که میخواسته به تصویر بکشند و شان کانری در مارنی یک از همین سه بازیگر است. (کیم نوواک در سرگیجه و پل نیومن در پرده پاره دو بازیگر دیگر هستند.) هیچکاک در مصاحبههای خود حتی با لحن تحقیرآمیزی درباره کانری صحبت میکند و میگوید که او به حرفش گوش نمیکرده و خیال میکرده جیمزباند است و شخصیتی شبیه به جیمزباند را جلوی دوربین پیاده میکرده.
با این وجود کانری در این فیلم خیلی بهتر از چیزی است که هیچکاک میگوید. او به خوبی نقش یک مرد آدابدان را بازی میکند و تب وتاب جنسی که برای دستیافتن به مارنی دارد عالی از آب درآمده و در ادامه هم سردی و بیعاطفگی که از خود بروز میدهد و مارنی را جذب خود میکند، هم عالی است.
تسخیرناپذیران The Untouchables

فیلمی از برایان دیپالما که علاوه بر کانری، کوین کاستنر هم در آن نقشآفرینی میکند. فیلمی که درباره گنگسترهاست و در دهه بیست و سی داستان خود را تعریف میکند. فیلم درباره شکلگیری و ظهور شخصیتی مانند آل کاپون است و شان کانری در این میان نقش یکی از پلیسهایی را بازی میکند که بهدنبال مافیا هستند.
او در گروه مامورین پلیس رابطه نزدیکتری با تماشاگر برقرار میکند و بیشتر به دلش مینشیند تا وقتی در مسیر داستان کشته میشود، تماشاگر در یک شوک عاطفی قرار بگیرد. او بهقدری حس همذات پنداری به مخاطب خود میبخشد که تماشاگر حقیقتا از مرگش ناراحت میشود.
شان کانری توانست تنها اسکار کارنامه کاریاش را برای بازی در این فیلم بهدست بیاورد و از آن خود کند تا نامش در میان اسکاریهای تاریخ سینما ماندگار بماند.
ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی Indiana Jones and the Last Crusade
یکی دیگر از نقشآفرینیهای مهم شان کانری که باز هم جلوهای از توانایی او در اجرای نقشهای شمایلی را به نمایش میگذارد. ایندینیانا جونز فیلم اسپیلبرگ، یک فیلم مهم در فرهنگ عامه محسوب میشود و حضور شان کانری هم از این جهت مهم است که در یک فیلم عامه توانسته محبوبیت دوچندانی برای خود از جانب تماشاگران بهدست بیاورد.
نکته مهم درباره ایندیانا جونز جنبه علمی و فانتزی آن است. فیلمی که به نوعی بازسازی فیلمهای علمی/ فانتزی و سرگرمکننده دهه سی سینمای آمریکا هستند که اسپیلبرگ و لوکاس تصمیم گرفتند با سری ایندینا جونز آنها را بازسازی و مجددا احیا کنند.
قسمت سوم این مجموعه، حضوری عالی از شان کانری را در خود جای داده است. او نقش پدری ماجراجو را ایفا میکند که در پی اتفاقاتی جالب و عجیب و غریب رهسپار راه میشود. پدری که از پسرش جالبتر، بذلهگوتر و ماجراراجوتر و کنجکاوتر است؛ سرشار از طراوت و سرزندگی که در همه اجراهای شان کانری بهچشم میآید و در این فیلم بدل به خصلت اصلی کاراکتر میشود.
کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریهها، وبلاگها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.
نوشته پنج بازی بهیادماندنی شان کانری اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.