«ریلیتی»؛ واقعیت تام و حتی بیشتر از آن
مجله نماوا، علیرضا نراقی
در شیوههای معاصر نمایشنامهنویسی و به طور مشخص در زیر شاخههای تئاتر مستند شیوهای وجود دارد به نام تئاتر واژه به واژه(Verbatim). در این شیوه نمایشنامهنویس واقعیت را منبع اصلی خود قرار میدهد و این منبع را از چشم مخاطب مخفی نمیکند. تئاتر واژه به واژه تئاتر اقتباسی نیست، بلکه عیناً یک واقعه را بازنگاری میکند تا روی صحنه واقعیت همانطور که رخ داده است تشریح شود و به واسطه گفتمانی که در درون بافت اثر و فرم اجرایی ایجاد میشود مخاطب شناختی دقیقتر از یک واقعه به دست آورد.
«ریلیتی»(Reality) ساخته تینا ساتر نمونهای از تبلور تئاتر واژه به واژه در سینماست. فیلم بر اساس نمایشنامهای نوشته خود تینا ساتر به نام «آیا این یک اتاق است» ساخته شده است. نمایشنامهای که اولین بار در سال ۲۰۱۹ در آمریکا به صحنه رفت و به طور کامل با شیوه تئاتر واژه به واژه نوشته شده بود. این متن پیاده شده کامل صداهای ضبط شده از بازجویی افبیآی با ریلیتی وینر کارمند سابق اداره امنیت آمریکا در خانهاش است. ریلیتی که کارمندی منحصر به فرد مسلط به فارسی، دری و پشتو است، اطلاعاتی محرمانه را در اختیار یک رسانه قرار داده و درز این اطلاعات او را به مجرمی امنیتی تبدیل کرده است. آنچه ما در فیلم میبینیم واقعیت تام و کامل واقعه است. علاوه بر کلمات حتی در ساخت فضا و شمایل شخصیتها فیلم به شکلی دقیق به واقعیت وفادار است. اگر به ریشه ساختار فیلم که همان تئاتر واژه به واژه است بازگردیم کارکرد فرم فیلم «ریلیتی» را بهتر درک میکنیم؛ فرمی که اگرچه اتکایی وسواسگونه بر واقعیت دارد، اما به هیچ وجه در ساختار عادی شده و محافظه کار واقعگرایی پیش نمیرود، بلکه ساختار را از خود واقعیت میگیرد و در عین حال قالبی جذاب به لحاظ نمایشی میسازد؛ قالبی که در ماهیت خود کارکرد و پیچشهایی سیاسی پیدا میکند. عبارتverbatim به منبع اصلی مکالماتی که در نمایشنامه استفاده میشود اشاره دارد. نمایشنامهنویس کلماتی را که مردم در طول یک مصاحبه یا تحقیق بیان کردهاند ضبط یا رونویسی میکند یا اینکه از سندها و گزارشهای رسمی موجود برای کار خود بهره میبرد. نویسنده با ویرایش و تنظیم مجدد یا قرار دادن اسناد و گزارشها در یک پسزمینهی دیگر، نمایشی را شکل میدهد که در آن بازیگران در جای اشخاصی که از کلماتشان استفاده شده قرار میگیرند. در فیلم تینا ساتر با نمایش اسناد و بازی با جنس صدای مصاحبه که گویی از یک نوار ضبط شده به صدای زنده صحنه تبدیل میشود، این فرم خود را نشان میدهد. از خصوصیات فرم فیلم یادآوری مداوم منبع و واقعیتی که اثر بر آن متکی شده است. وقتی درامی همچون درام فیلم «ریلیتی» تنش و گرمای خود را پیدا کند و مخاطب را با خود همراه سازد آنگاه این فاصلهگذاری آگاهی بخش – برای به یاد داشتن واقعیت و غرق نشدن احتمالی در تخدیر همراه با فراموشی درام- خود به یک اصل مهم در کارا ساختن زیباشناسی و فرم فیلم تبدیل میشود.

علاوه بر ارتباطی که روایت فیلم با اسناد و صداهای حقیقی پیدا کرده است ما با نقاط مجهول و ابهامات و جاماندههای اسناد نیز روبرو هستیم؛ یعنی حفرههای واقعیت در فیلم تبدیل به بیانی از حقیقت شدهاند. اینجا با این تمهید، فیلم بُعدی تازه از واقعیت را پیش چشم میگذارد و علاوه بر جاذبهای سینمایی و پیچیدهسازی داستانگویی میتواند حقیقتی را افزون بر تمامی منابع واقعی بر ماجرا بتاباند. خصوصیت منحصر به فرد دیگر فیلم و ارزش افزودهای که برای واقعیت ایجاد میکند بعد روانشناختی ماجراست؛ نمایش خلوت، ایجاد احساس خشمی که در پس آرامش ریلیتی است به ظرافتهای سیاسی مدفون در فضای امنیتی آمریکا -خاصه در دوران دونالد ترامپ- پیوند می-خورد. نتیجه این روند این است که واقعیت در ارتباط با یک تحلیل ریشهای و تأمل برانگیز روانشناختی و سیاسی عمیقتر درک میشود. اینگونه علاوه بر روان ریلیتی و نسبت آن با دگرگونیهای سیاسی، زیرلایهی اخلاقی، دیدگاههای شخصیت و سبک زندگی او وارد فضای فیلم میشود و ریلیتی وینر فیلم تینا ساتر واقعیتر و همزمان دراماتیکتر میشود. شاید همین نقطه درخشانترین نکته فیلم «ریلیتی» باشد، به این معنا که فیلم هر چه بیشتر به درون واقعیت پا میگذارد به لحاظ جاذبههای داستانگویی سینمایی نیز اثرگذاری بیشتری پیدا میکند.
واقعیت همواره پراکندگی و نابسامنیهای خاص خود را دارد. به وجود آوردن یک کل منسجم از واقعیتی با نشانههای پراکنده و جزئیات متعدد نیازمند یافتن ریشهها و ساختن روایتی دقیق با تحلیل پس-زمینههای یک ماجراست و فیلم «ریلیتی» اثری است که این روایت دقیق و منسجم را به خوبی از درون خردههای واقعیت و عناصر و نشانههای متکثر به وجود می آورد و منتقل میسازد، بدون اینکه چیزی ورای واقعیت ساخته شود یا خاصیت مستندگونه فیلم را مخدوش کند.
نوشته «ریلیتی»؛ واقعیت تام و حتی بیشتر از آن اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.